![]() |
![]() |
|
|
هوالفتاح
هر ذره چشمی شد وجودم تا نگاهش کردم ، از اعماق نومیدی صدایش کردم : « ای پیدای دو از چشم ! دیری است تا من می چشم رنجاب تلخ انتظارت را « رویای عشقت را ، در این گودال تاریک ، آفتاب واقعیت کن ! »
سلامی دوباره ! ببخشید که دیر به روز کردم ! خب . . . بالاخره باید از یه جایی شروع کنیم . شروع می کنیم :
یه چند وقتیه ( حدودا از وقتی ماجرای جنگ 22 روزه شروع شد تا همین نزدیکیا و قضیه ی حرفا و کارای وهابیا شدت گرفت ) که من احساس می کنم مه داریم از یه سوراخ دوبار نیش می خوریم . اگر بخوام واضح تر بگم . . . یه کمی به حرفای معلم دینی و امام جماعت مدرسه نگاه کنین . حرفای آقای باقری در مورد برنامه ی سیاسی غرب تو کشورای اسلامی یادتون میاد ؟ . . . " تفرقه " !!! . . . عجیب نیست که بین شیعه و سنی تفرقه بوجود بیاد وقتی : - در مورد فلسطینیا می گیم کمکشون نکنیم ناصبین !! - چند جلسه معلم دینی سر کلاس برای پایین آوردن ارزش کار فلسطینیا به خاطر سنی بودنشون و کاری که 70 سال پیش کردن ، حرف می زنه . - معلم دینی ما رو خر گیر آورده ، می گه شافعیا حضرت علی رو خیلی بزرگ می کنن ( تو خانواده ی من و اطرافم پر شافعیه ( از همسایه گرفته تا فامیل دور ) و می بینم که این دروغ محضه ! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! - توی جامعه بعضیا می گن سنیا حرومزاده اند ( !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ) چون نماز خوندنشون اشتباه و نماز "طواف نسا"شون باطله !!!! - امام جماعت مدرسه ( به استدلال این که تو قرآن از قوم بنی اسرائیل زیاد صحبت شده ) مسلمونا رو به این قوم تشبیه می کنه و نقل می کنه که بعد از حضرت محمد (ص ) ، اسم نبرین ؛ به اولی بگین سامری به دومی بگین گوساله( !!!!!!! ) . هیچ کس هم هیچ کاری باهاش نداره ! به نظر شما این موارد برای " تفرقه " کافی نیست ؟! ( قابل توجه " پیروان امام خمینی " ) باور کنین برنامه ی سیاسی غرب چیز دوری نیست ؛ همین چیزاست و ما هم توی این جریا قرار گرفتیم . همچنین به صاحب تریبون های حرف برو پیشنهاد می کنم به جای این حرفا جواب کسایی مثل "امیر حسین فطانت " رو بدن که جوونای مارو که خود به خود از این فکرا به سراغشون میاد اغفال نکنن ( رجوع کنین به : ( iranianbook.org. ( والبته مسائل دیگه ای هم بود که به علت خطوط قرمز از بیانشون صرف نظر کردیم ! )
حالا احساسمون رو بروز بدیم :
مرغ مسکین ! زندگی زیباست . . . من درین گود سیاه و سرد و توفانی نظر با جست و جوی گوهری دارم تارک زیبلی صبح روشن فردای خود را تا بدان گوهر بیارایم . مرغ مسکین ! زندگی بی گوهری این گونه ، نازیباست !
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:7 توسط AHF |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
یکی بود یکی نبود .
یه روز از روزای خدا یه بنده خدایی تصمیم گرفت نظریات درست و غلط خودش رو به نمایش بذاره تا دیگه محدود به کسایی که شخصا باهاشون ارتباط داره نشه . این بود که اومد و این وبلاگک رو ایجاد کرد که نقشی که باید داشته باشه ایفا کنه . |
| آرشیو موضوعی |
|
ستاره بارون مطالبی خیلی مهم حرف دل |
|
RSS
|